| بسم الله الرحمن الرحيم انه هو خير ناصر و معين
از آخرين باري که قرار بود اما نشد که متن جديد بنويسم اينجا يه هفته و خورده اي گذشته!
توي اين مدت:
1-آمد گه وصل و لقاء از آسمان آمد ندا: "کاي مهرويان"الصلوه " بگرفته ما زنجير او بگرفته او دامان ما
عيد فطر و رضايت پروردگار نوش جان تان باد...
2-نايب الزياره همه دوستان بودم در مشهد الرضا(ع)،براي همه کامنت گذار ها و اد ليست و لينک شده ها و...دعا کردم ؛
3-فکر کنم شنبه شب گذشته بود که افطار رو همراه دوستان مهمان ساختمان کوثر رياست جمهوري بوديم براي همون جلسه معروف مشاوران وبلاگ نويس رئيس جمهوري...!
همه زير و بم اون جلسه رو هم دوستان گفتن؛من هم چند کلمه مختصر!!!مي نويسم...
يادمه سر کلاس بحث بيان گرافيکي که به تفاوت فونت هاي نوشتاري و کاربرد اونها رسيد،استاد از من پرسيد:به نظر شما براي تاثير گذاري و مفيد بودن تابلوي راهنمايي توي جاده مثل اخطار "پيچ خطرناک " چه تمهيدي بايد به کار برده بشه؟
جواب مورد نظر استاد:الگوي حروف شکسته نستعليق براي اين منظور مناسب نبوده و بايد از اندازه و رنگ مناسب فونت هاي واضح و خوانا مثل "ترافيک" استفاده بشه.
جواب من:استفاده از نظر کارشناسي1- مهندس ترافيک جهت شناسايي نقاط حساس و حادثه خيز جاده2-روانشناس جهت انتخاب نحوه بيان:پند و موعظه،آمرانه دستوري يا...3-کارشناس ادبي براي ايجاز کلام و جمله صحيح از لحاظ هماهنگي با ادبيات کشور4-کارشناس گرافيک براي ارائه نظر در مورد انتخاب رنگ و اندازه مناسب تابلو.
کار بايد اصولي انجام بشه!!!
حالا هم مسئله همون مسئله است فقط به جاي تابلوي راهنمايي شده:مشاوران جوان رئيس جمهور!
اول رياست جمهوري بايد با مشاورت مشاورين خوب!يه راه حل درست ارائه بده جهت نحوه دعوت کردن و پيدا کردن اون عزيزاني که از توشون يه عده مشاور خوب هم در مي آد؛نه اينکه يه طوري باشه که "من"هم که هيچي از سياست و مملکت داري و مسائل اجتماعي و خوب و بد و...سر در نمی آرم،پاشم برم اونجا! حالا بماند که نقاد خوبی هستم اما در واقع تو کار خودم هم موندم چه برسه به...
2-بعد باید مشورت بگیره در جهت اینکه اول نماز باید خونده بشه یا افطار!آخه اصولا قبلنا تو مهمونی های اینطوری، اول نماز جماعت بود بعدش افطار بعد هم سخنرانی یا اینکه سخنرانی و برنامه های تدارک دیده شده قبل از افطار و اذان قرار میگرفتند،اما اونشب ما داشتیم چند تا جای باقی مونده صف اول جماعت رو به هم تعارف میکردیم که...گفتن بفرمایید بالا؛افطار!
3- بعد یه گروه مشاور باید راهنمایی میدادن در جهت اینکه غذا و نحوه سرو اون چه طوری باشه!آخه توی مگه شام و افطار رو با هم میدن اون هم توی اون فرصت کم؟؟؟سوپ توی کاسه فلزی و شکر بدون قاشق؟البته خوب در یه جمع ساده و دوستانه همه این ها ممکنه اما نه وقتی توی سلف ساختمون کوثر باشه که!
تازه در نظر داشته باشید از اونجایی که هنوز چند دقیقه هم نبود که خیلی ها برای اولین بار با هم رودر رو شده بودن یا حتی برای اون یکی ها هم...کلی حرف نگفته بود که باید وسط افطاری گفته میشد!!!
البته خداخیرشون بده!اینکه سالن غذاخوری توسط پارتیشن قسمت خواهران و برادارانش جدا بود!آخه یادمه توی یکی از دولت های قبلی یه بارکه چند تایی جوون مثبت رو تحویل گرفته و دعوت کرده بودند،موقع صرف غذا که فکر کنم ناهار بود،یه سفره روی زمین پهن شد بس طولانی...که یکطرف خواهران و روبروی اونها برادران نشستند؛آقای رئیس جمهور هم اون بالای سفره.
4-مشورت بعدی درباره این باشه که اصلا مدعوین وب نگارن یا چت نگار؟؟؟آخه اینطوری کلی از حرف های از پشت مسنجر دررفته دوستان مونده بود برای این جلسه.خوب باید یه وقتی هم برای این موضوع اختصاص داده می شد!که نبود.
5- مشورت با یه برنامه ریز خوب!اینکه توی یه مهمونی افطار برای نماز جماعت هم باید فکری کرد!
6-مشورت با یه مشاور خوب در باره اینکه اگه قرار باشه یه جمعی با این مشخصات رو به پای یه گفتگوی صمیمی ببریم چه مکانی براشون مناسب هست؟
آخه شما بگید وسط نماز خونه!اون هم بعد از افطار و وقتی سخنران اصلی روی زمین نشسته و اون آخر کلاسی ها لواشک بین هم تقسیم میکردند...
و تازه اضافه کنید به انضمام بوی جوراب!که بنده رو مجبور میکرد هر 10 دقیقه یکبار جهت تنفس! به فضای باز مراجعه کنم .
اگر هم که نمی خواستن ما رو توی سالن های کنفرانسشون راه بدن ،فکر کنم همون سلف جای بهتری از نمازخونه بود.
7-یه تعمیرکار!بله!مشاوره یک تعمیرکار برای راه اندازی و تعمیر سیستم احتمالا گرانقیمت هواسازِنصب شده در ساختمون!که در وهله اول کار نمیکرد و بعد هم اونقدر آلودگی صوتی ایجاد کرد که...خلاصه کلی گرما تحمل کردیم.بعد هم که من میرفتم بیرون تو محوطه باز و...آنچنان سرمایی خوردم که هنوز هم صدا ندارمL
8-احتمالا همون مشاور برنامه ریز اون شب میتونست بگه که برای یک جمع جوان و فعال و شاداب که آشنایی اینچنینی نیز با یکدیگر دارند بعد از افطار ساعت مناسبی برای این گفتگو نخواهد بود!
احتمالا این جوانان خواهان آشنا شدن بیشتر با یکد یگر به شیوه مسنجری در محیط واقعی خواهند بود تا در یک جلسه گفت و گوی یه خورده رسمی!
و دیگه حال و حوصله نمیمونه برای این جلسه پرسش و پاسخ!اون هم روی زمین نماز خونه!
9-شاید بد نبود اگه به این قسمت قضیه هم توجه میشد که:چه تضمینی وجود داره که مهمانان آنشب خیلی جدی ماجرا رو دنبال کنن؟البته خوب چون بیشتر منظور آشنایی با طرح بود میشه از این چشم پوشی کرد. J
10-و یه مشاور آشنا به وبلاگ و وبلاگ نویسی!کسی که خودش اینکاره باشه!میتونست در جهت یه برنامه مفید تر و جا افتاده تر به هیئت برگزار کننده راهنمایی های خوبی ارائه بده.
البته ناگفته نمونه که:
به نظر من این برنامه یه چیزی شبیه به همون سیستم 137 شهرداریه!ببینین؛ شهرداری میخواد خدمت کنه،و مشکلات شهری رو از بین ببره در این راستا از اونجائی که قدرت کنترل نقطه به نقطه و لحظه به لحظه شهر رو نداره یا...از مردم میخواد که اگر مشکلی در سیستم شهر میبینن که به حیطه وظایف شهرداری مربوطه و از دید شهرداری جا مونده،با این شماره تلفن به شهرداری اطلاع بدن تا در اسرع وقت شهرداری ِخدمت رسان به رفع اون نقص یا اشکال اقدام کنه.اینطوری هم شهرداری از مردمِ مشاور؛ راضی هم شهروندان از شهرداری راضی!
(البته بنده تا به حال دوبار تماس گرفته ام یکبار گفته اند با اداره برق تماس بگیرید و بار دیگر اینکه راه افتادن آب در کوچه ما ربطش به آبفا است نه شهرداری!
که مشخصا در هر دو وضعیت من نتونستم محدوده فعالیت های خدمات رسانی شهرداری رو درک کنم!عجب شهروند کند ذهنی هستم ها!)
حالا؛ اگه یه جوون خوش ذوق وبلاگ نویس یه پیشنهاد خوب درباره راه حل یه مشکل اداری مملکتی به ذهنش رسید چه خوبه که از طریق همین وبلاگش اون رو به ریاست جمهوری ارائه بده!یا حتی نقد یه مسئله هرچند کوچک!
این ها چیزی است که این روزها هر کدام از ما زیاد بر زبان می آوریم...از توی صف نان گرفته تا توی تاکسی و صحبت های دوستانه و مهمانی ها و...
چقدر خوبه که این امکان به ما داده شده تا همین حرف ها رو توی وبلاگ هامون بگیم با این تضمین که یک گروه توی ریاست جمهوری تشکیل شده که این صحبت ها رو با دید کارشناسانه مورد بررسی قرار میده و ازشون استقبال میکنه.
فرصت خوبیه،قدر بدونیم و استفاده کنیم...
همیشگی نیست ها!نه نگاه تیز بین و نقادانه و اصلاح جویانه ما به کشور نه این احترام و باور پذیری ریاست جمهوری به ما!
هردوشون با گذشت زمان تغییر میکنن و تضمینی هم وجود نداره که بهتر و مفید تر بشن،همین الان !بهترین موقعیته.
...
در پناه حق
|